جمعى از نويسندگان
220
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
افزون بر آنچه بيان شد ، در مشرب معرفت نفس ، تعامل به گونهى ديگرى نيز اتفاق مىافتد كه با گونهى پيشين هماهنگ است و هيچ گونه تعارضى ندارد . اين تعامل در حيات توحيدى كه ريشه در مراقبهى توحيدى و توجه به نفس دارد ، رخ مىدهد . « 1 » مقصود از مراقبهى توحيدى دوام ملاحظهى دل به خداى سبحان در تمامى حالات زندگى ؛ « 2 » با منطق « ألم يعلم بان الله يرى » « 3 » مگر ندانسته كه خدا مىبيند . » هم چنان كه مقصود از حيات توحيدى زندگى قلبى و شهودى با خداست يعنى يافت تجليات الهى و مواجهه با آن در همه زندگى . تجلى در فرهنگ عرفان عملى - آن گونه كه آقا سيد على قاضى فرمودند - « هو عبارهى عن انكشاف الحقيقهى به مقدار قابليهى كل من حصل له التجلى » ؛ « 4 » تجلى عبارت است از آشكار گشتن حقيقت به اندازهى قابليت هر كسى كه تجلى برايش حاصل شد . سالك بر پايهى توجه به نفس و بر اساس مراقبهى تام در مقام تجربهى شهودى سه مرتبهى توحيد فعلى ، صفاتى و ذاتى و در صدد يافت تجليات فعليه و صفاتيه و ذاتيهى الهى برمىآيد . به اين نحو كه سالك در وهلهى نخست آنچه را كه چشم مىبيند و زبان مىگويد و دست و پا انجام مىدهند ، همه و همه را مستند به نفس خود بداند . سپس چنين ادراك كند كه همهى افعالش و همهى افعال موجود در جهان خارج همانند قيام نفس وى به خداى سبحان مستند به خدايند . از اين رو نخست به تصور ذهنى ، آنگاه با احساس قلبى ، سپس با شهودى قلبى جهان را تجلى فعلى حق سبحانه مىيابد كه منزل اين شهود ، فناى در فعل حق است . « فلم تقتلوهم و لكنّ الله قتلهم و ما رميت اذ رميت و لكن الله رمى » ، « 5 » اى فرستادهى خدا شما آنان را نكشتيد ، بلكه خدا آنان را كشت و چون ريگ به سوى دشمنان افكندى ، تو نيفكندى بلكه خدا فكند . در مرحلهى بعد ، توحيد صفات ظهور مىكند ، به اين كه سالك نخست بايد همهى كمالات خويش را چون سمع ، ابصار ، تكلم ، علم ، قدرت ، حيات و ديگر كمالات را مستند به نفس بداند ، آنگاه همهى آن كمالات و كمالات آفريدههاى جهان را همانند قيام نفس به خدا ، مستند به خدا و منحصر به او مىداند . اين دانش نخست با تصور ذهنى ، آنگاه با احساس قلبى ، سپس با شهود قلبى به يافت تجلى صفاتى حق در جهان هستى منجر مىشود ، كه منزل اين يافت شهودى فناى در صفت است . « كل من عليها فان / و يبقى وجه ربك ذوالجلال و الاكرام » « 6 » هر چه بر زمين است ، فانى است و پروردگار صاحب جلال و اكرام باقى خواهد ماند .
--> ( 1 ) - محمد حسين حسينى تهرانى ، رسالهى لب اللباب ، صص 151 - 155 . ( 2 ) - ر . ك . على فضلى ، علم سلوك ، ص 327 . ( 3 ) - سورهى علق ، آيهى 14 . ( 4 ) - آقا سيد على قاضى ، شرح دعاى سمات ، ص 74 . ( 5 ) - سورهى انفال ، آيهى 17 . ( 6 ) - سورهى رحمن ، آيهى 27 و 28 .